محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

165

اكسير اعظم ( فارسى )

سوء مزاج بلغمى معده بيابد . و مرو خردل بعد حلق رأس بمالند و نطولات و سعوطات و ضمادات و شمومات كه در قسم بارد گذشت به عمل آرند و غراغر به كار برند و استعمال شربت اسطوخودوس و تقليل غذا مفيد بود . و گويند كه حب غاريقون را در علاج و تبديل مزاج او خواص عجيب است و افضل ادويه مبدل مزاج ترياق كبير و مثروديطوس و فلاسفه و اطريفل كبير است و ساقين محكم ببندند و اجتناب نمايند از خواب نمودن در مواضع بارد و مظلمه بلكه بايد كه مكان او روشن باشد و در شب چراغهاى بسيار در آن روشن نمايند . اقوال حذاق : [ سويدى ] سويدى مىنويسد كه پارچه به سركه و روغن گل تر كرده بريافوخ نهادن در ابتداى مرض و كذا پودينه كوفته به سركه و روغن گل آميخته بر يافوخ و جبهه و صدغين ضماد كردن و شميدن و بخار آن گرفتن و كذا خردل كوفته به آب فرنجمشك كه آن قرنفلى است سرشته ضماد كردن و كذا مشك تبتى سه بار سعوط كردن مجرب من است و جاوشير شماً و شرباً و ضماداً و روغن شونيز بعد سه روز از مرض در بينى چكانيدن و شم انفاس كبوتران و ضماد نمام به سركه و روغن گل پخته بر يافوخ و دلك اطراف بنطرون يا عاقرقرحا يا تخم انجره هر واحد مخلوط به زيت و تكميد سر به نمك يا جاورس گرم كرده بعد حلق رأس و غرغره به ايارج فيقرا و سكنجبين عنصلى و غذا بنخوداب مطيب به روغن جوز هر واحد نافع است . [ ابو منصور ] ابو منصور گويد كه اگر سبات از بلغم كثير مرتبك در مقدم دماغ باشد اولا براى جذب بخارات باسفل حقنه حاد به عمل آرند و مريض را در خانه وسيع متوسط الضوء بدارند و بعد حقنه حيله فرو نشاندن بخارات صاعده كنند و در اين باب تغريق رأس به روغن گل و سركه اقوى تدابير است در سه روز اول و بعد سوم روز قدرى جندبيدستر يا پودينه و حاشا يا نعنع بياميزند كه آن دماغ را تقويت و تسخين عجيب بخشد . و نفوخ عود فاوانيا باريك سائيده اندر بينى در ساعت بيدار مىكند . و كذا تمريخ اطراف به روغن و نطرون يا عاقرقرحا يا تخم انجره . و كذا از فلفل و شونيز كندش بعد سوم روز عطسه آوردن و نوشيدن سركه عنصل آن را نافع است . و تضميد سر و دست و ران و ساق باسقيل و عاقرقرحا در سركه سائيده از نوم مغرق بيدار مىكند و حاشا و پودينه و جند ببويانند و اطراف را دلك قوى نمايند . و اگر ممكن باشد غرغره به ايارجات يا بسكنجبين عنصلى كنانند . و اگر مرض طول كند و با وى ارتعاش بهم رسد جندبيدستر ببويانند و بعد حلق رأس از نمك و جاورس تكميد نمايند و جندبيدستر و خردل بر آن طلا كنند و مدام خبر دارند اگر طبع قبض شود حقنه‌ها به عمل آرند و مدرات بول مثل سكنجبين عسلى بزورى و مانند آن استعمال نمايند و بعد انحطاط مرض سوارى و مشى و ركض و حمام و تدبير منعش مقوى به عمل آرند و غذا نخوداب به روغن جوز و خردل دهند و ماء العسل و حنديقون بنوشانند . [ مسيحى ] مسيحى گويد كه اگر سبات از بلغم كثير محتقن در مقدم دماغ باشد علاجش تنقيه سر بحب ايارج و بعد از آن به ايارجات كبار است و روغنهاى گرم بر سر مالند و به آبهاى گرم بر آن نطول نمايند . [ صاحب كامل ] صاحب كامل گويد كه اگر حدوث سبات از سوء مزاج بارد و رطب يا ماده مبغى باشد پس در سباتى كه از سوء مزاج بارد رطب بود تدبير مسخن مجفف استعمال نمايند و آن اين است كه بر سر آبى كه در آن شبت و نمام و مرزنجوش و حاشا و برنجاسف و صعتر و عاقرقرحا و وج و شونيز و حرمل هر واحد به قدر حاجت يا بعضى از آن جوشانيده باشند بر سر نطول نمايند و ضماد آن كنند . و يا نطول به كف خردل و اندك مويزج و عاقرقرحا و صمغ سداب باريك سوده بايد كرد و تدهين به روغن ناردين يا روغن قسط يا روغن سداب به اندكى فرفيون و جندبيدستر نمايند و پايها را خوب بمالند و عضل ساق را محكم بندند و بر پايها عنصل باريك سوده و به عاقرقرحا باريك سائيده به سركه كهنه سرشته ضماد كنند . و به ادويه معطسه عطسه آورند كه آن بيدار مىكند . و غذا نخودآب به زيت غسيل و شبت و دارچينى و خولنجان دهند و عسل به مغز حب البطم و حبة الخضرا بخورانند و از شرب آب سرد و خواب در مواضع بارده اجتناب نمايند . و اگر حدوث آن از ماده بلغمى باشد قبل از نطول و استعمال ادويه مذكوره ابتدا به استفراغ بدن و تنقيه دماغ به حب ايارج و قوقايا و به حقنه‌هاى حاده و غيره ادويه مسهل بلغم بايد كرد و معجونات مذكوره در به آب نسيان و سائر تدبير بر آن مثال استعمال نمايند . [ سعيد ] سعيد گويد كه اگر سبات از اجتماع بلغم كثير در بطن مقدم دماغ باشد تنقيه سر و معده بحب ايارج كنند و بعد تنقيه سركه خمر و روغن گل بر سر ريزند و ماء العسل نوشانند و جلنجبين خورانند و آب نيم گرم بدهند و بعد سه روز روغنهاى گرم بر سر مالند و آب مطبوخ ادويه محلله نطول كنند . و اگر طبع قبض باشد حقنه حاده به عمل آرند و بكندش عطسه آورند و نشوق پودينه كنند و موى سر تراشيده بخردل طلا نمايند و در علاج اين استعانت به علاج ليثرغس كنند . [ جرجانى و ايلاقى ] جرجانى و ايلاقى گويند كه اگر سبب برودت و رطوبت باشد علاج به علاج ليثرغس و علاج صداع بارد نزديك است و ترتيب آن چنان بايد كرد كه اول قى فرمايند به ادويه قوى پس تنقيه بدن بحب اصطمخيقون كنند . و اگر حاجت آيد حقنه حاده به عمل آرند و بعد تنقيه بدن و حقنه تنقيه نواحى دماغ بحب صبر و حب ايارج و حب قوقايا نمايند و از مراعات معده و استعمال چيزى كه رطوبت را ببرد و معده را قوت دهد غافل نبايد بود . و نطولات محلله و غرغره و عطسه آوردن و اعضاى سافله را بستن و در آب گرم نهادن و تقويت دماغ به شمومات نافع بود و از تدابير صواب يكى آن است كه بيمار را به خشم آرند و سخنها گويند و كارها كنند كه غضبناك شود . صفت حب اصطمخيقون از قرابادين شاپور بن سهل بگيرند ايارج فيقرا ده درم هليله زرد افتيمون بسفائج نمك هندى هر يك دو درم تربد سفيد ده درم